پژوهشكده تحقيقات اسلامى

28

سرداران صدر اسلام (فارسى)

ريشه‌گيرى اسلام حمزه پس از ماجراى درگيرى حمزه با ابوجهل در مسجد الحرام ، حمزه به خانه خود بازگشت ، و مورد هجوم افكار متشتت قرار گرفت و ترديدهايى براى او حاصل شد و شب سختى را گذراند . بامداد آن شب خود را به حضور پيامبر صلى اللّه عليه و آله رساند و چنين گفت : « اى پسر برادر ، من خود را در گردابى گرفتار مىبينيم ، و نمى دانم چگونه خود را از آن رهايى دهم ، و باقى ماندن مردى مانند من بر آنچه نمى دانم درست است يا نادرست سخت و ناگوار است . اكنون سخنى با من بگو ، كه مشتاقانه آمادهء شنيدن سخنانت هستم . » رسول خداصلى اللّه عليه و آله رو به او كرد ، و خاطره هايى از گذشته را به يادش آورد ، و اندرزهايى به او داد ، و او را بيم و مژده داد . در اثر سخنان رسول خدا صلى اللّه عليه و آله خداوند ( عزّوجلّ ) نورايمان بردل او تابانيد . حمزه به پيامبر گفت : « گواهى مى دهم كه تو راستگو هستى ، گواهى مردى حقيقت جو و دانا . پسر برادرم ! آيين خود را آشكار كن ، كه به خدا سوگند دوست ندارم آنچه زير آسمان كبود قرار دارد از آن من باشد و من پيرو كيش نخستين خود باشم . » آرى ، حمزه كسى بود كه اسلامش مايهء عزت دين خدا شد . « 1 » پس از ريشه گيرى اسلام در اعماق وجود حمزه ، وگذر پيروزمندانه از پل شك ودودلى ناشى از يك دگرگونى ريشه اى ، اين اشعار را سرود ، كه نشانگر عمق تأثيردين حياتبخش اسلام در جان و روان اوست : سپاس خداى را كه قلب مرا به اسلام و يكتاپرستى رهنمون شد . آيينى كه از سوى پروردگارى ارجمند

--> ( 1 ) . سيرهء ابن اسحق ، ص 152 .